عزت الله مولايى نيا همدانى
176
نسخ در قرآن ( فارسى )
اقسام نسخ در قرآن گونهء اول نسخ تلاوت و ابقاى حكم ، مراد از اين نوع « نسخ » آن است كه آيهاى بر پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - فرود آمده باشد و سپس تلاوت و نص لفظى آن « نسخ » گردد و درونمايه و مفاد و حكمى كه در برداشته است باقى بماند . براى اينگونه از « نسخ » ، عبارت منقول از خليفه دوم را در مورد « رجم » مثال آوردهاند كه نص آن چنين است : « الشيخ و الشيخة اذا زنيا فارجموهما ألبتّة نكالا من اللّه و اللّه عزيز حكيم » ( اگر مرد و زن پير ، زنا كنند ، آن دو را سنگسار كنيد ، تا البته عبرتى از سوى خداوند باشد و خداوند عزيز و حكيم است » . گفته مىشود كه در قرآن كريم آيهاى بوده است كه تلاوت آن نسخ گفته و حكم آن ابقا شده است . آنگاه كه قرآن را به صورت موضوعى و به هم پيوسته بررسى كنيم ، هيچ شكى در بطلان و عدم ثبوت آن در قرآن نخواهيم يافت ؛ زيرا : اولا : درمىيابيم كه اعتراف بدينگونه نصوص و روايات كه در برخى از كتب صحيح اهل سنت آمده ، منتهى به قبول تحريف قرآن مىشود ؛ زيرا ظاهر اين روايت و روايات مشابه آن ، دلالت دارند كه در قرآن كريم چنين آيهاى بوده و تا رحلت پيامبر اسلام - صلّى اللّه عليه و آله - باقى بوده و در روزگار بعد از ايشان حذف شده است « 1 » . دوم اينكه : اين روايات و گزارشها تنها از طريق آحاد به ما رسيده با توجه به اجماع مسلمانان بر عدم صحت « نسخ » با روايات آحاد ، روا نيست كه چنين نسخى را بپذيريم ، افزون بر اينكه طبيعت اشيا اقتضاى شيوع و رواج امور مهم بين مردم را دارد و نسخ آيهاى از قرآن نيز چنين است ، حال كه اينگونه است ، چرا روايت « نسخ »
--> ( 1 ) به اجماع امت اسلامى ، نصوص قرآن كريم ، قطعى الصدور و متواتر بوده و در زمان خود رسول - صلّى اللّه عليه و آله - خود تواتر يافته و به دستور آن حضرت به صورت فعلى چينش يافته است ، بنابراين ، نمىتواند هيچ امر غير متواترى قرآن باشد .